der Speisepilz

Aussprache: /ˈʃpaɪ̯zəˌpɪlt͡s/
Worttrennung: Spei·se·pilz
اسم

قارچ خوراکی

Bedeutungen

1

نوعی قارچ که برای مصرف انسان مناسب است و به عنوان غذا استفاده می‌شود. این قارچ‌ها معمولاً سمی نیستند و طعم و بوی مطبوعی دارند.

  • Der Pfifferling ist ein beliebter Speisepilz im Herbst.قارچ شیپوری یک قارچ خوراکی محبوب در فصل پاییز است.
  • Man muss vorsichtig sein, um giftige Pilze nicht mit einem Speisepilz zu verwechseln.باید مراقب بود تا قارچ‌های سمی با قارچ خوراکی اشتباه گرفته نشوند.
  • In diesem Wald wachsen viele verschiedene Arten von Speisepilzen.در این جنگل انواع مختلفی از قارچ‌های خوراکی رشد می‌کنند.