der Speiseplan

Aussprache: /ˈʃpaɪ̯zəˌplaːn/
Worttrennung: Spei·se·plan
اسم

برنامه غذایی، منوی غذا

Bedeutungen

1

فهرستی از غذاهایی که قرار است در یک دوره زمانی مشخص (مثلاً یک هفته) مصرف شوند، یا منویی که در یک رستوران یا مؤسسه ارائه می‌شود.

  • Der Speiseplan für die nächste Woche ist bereits erstellt.برنامه غذایی برای هفته آینده از قبل تهیه شده است.
  • Im Krankenhaus gibt es einen festen Speiseplan für die Patienten.در بیمارستان، برنامه غذایی مشخصی برای بیماران وجود دارد.
  • Können Sie mir bitte den Speiseplan des Restaurants zeigen?می‌توانید لطفاً منوی غذاهای رستوران را به من نشان دهید؟