der Speiseplan
برنامه غذایی، منوی غذا
Bedeutungen
1
فهرستی از غذاهایی که قرار است در یک دوره زمانی مشخص (مثلاً یک هفته) مصرف شوند، یا منویی که در یک رستوران یا مؤسسه ارائه میشود.
- Der Speiseplan für die nächste Woche ist bereits erstellt.برنامه غذایی برای هفته آینده از قبل تهیه شده است.
- Im Krankenhaus gibt es einen festen Speiseplan für die Patienten.در بیمارستان، برنامه غذایی مشخصی برای بیماران وجود دارد.
- Können Sie mir bitte den Speiseplan des Restaurants zeigen?میتوانید لطفاً منوی غذاهای رستوران را به من نشان دهید؟