die Spezies
گونه، نوع، جنس
Bedeutungen
1
در زیستشناسی، دستهای از موجودات زنده که دارای صفات مشترک و مشخصی هستند و میتوانند با یکدیگر تولید مثل کنند و فرزندان بارور به وجود آورند؛ گونه.
- Der Tiger gehört zu einer gefährdeten Spezies.ببر متعلق به گونهای در معرض خطر است.
- Wissenschaftler erforschen die Vielfalt der Spezies in diesem Regenwald.دانشمندان در حال تحقیق بر روی تنوع گونهها در این جنگل بارانی هستند.
- Diese Pflanze ist eine seltene Spezies, die nur hier wächst.این گیاه گونهای نادر است که فقط در اینجا رشد میکند.
2
نوع یا دستهای خاص از اشیاء، مفاهیم یا پدیدهها؛ نوع.
- Das ist eine ganz andere Spezies von Problem.این یک نوع کاملاً متفاوت از مشکل است.
- Wir müssen diese Spezies von Kunst verstehen.ما باید این نوع هنر را درک کنیم.
- Er hat eine neue Spezies von Software entwickelt.او نوع جدیدی از نرمافزار را توسعه داده است.