die Spezies

Aussprache: /ˈʃpeːt͡si̯ɛs/
Worttrennung: Spe·zi·es
اسم

گونه، نوع، جنس

Bedeutungen

1

در زیست‌شناسی، دسته‌ای از موجودات زنده که دارای صفات مشترک و مشخصی هستند و می‌توانند با یکدیگر تولید مثل کنند و فرزندان بارور به وجود آورند؛ گونه.

  • Der Tiger gehört zu einer gefährdeten Spezies.ببر متعلق به گونه‌ای در معرض خطر است.
  • Wissenschaftler erforschen die Vielfalt der Spezies in diesem Regenwald.دانشمندان در حال تحقیق بر روی تنوع گونه‌ها در این جنگل بارانی هستند.
  • Diese Pflanze ist eine seltene Spezies, die nur hier wächst.این گیاه گونه‌ای نادر است که فقط در اینجا رشد می‌کند.
2

نوع یا دسته‌ای خاص از اشیاء، مفاهیم یا پدیده‌ها؛ نوع.

  • Das ist eine ganz andere Spezies von Problem.این یک نوع کاملاً متفاوت از مشکل است.
  • Wir müssen diese Spezies von Kunst verstehen.ما باید این نوع هنر را درک کنیم.
  • Er hat eine neue Spezies von Software entwickelt.او نوع جدیدی از نرم‌افزار را توسعه داده است.