die Sphärenmusik

Aussprache: /ˈsfɛːrənmuˌziːk/
Worttrennung: Sphä·ren·mu·sik
اسم

موسیقی افلاک، موسیقی کرات

Bedeutungen

1

اصطلاحی در فلسفه و کیهان‌شناسی باستان که به هارمونی یا موسیقی‌ای اشاره دارد که تصور می‌شد کرات آسمانی در حرکت خود تولید می‌کنند.

  • Die Idee der Sphärenmusik faszinierte Philosophen über Jahrhunderte.ایده موسیقی افلاک برای قرن‌ها فیلسوفان را مجذوب خود کرده بود.
  • In der Antike glaubte man, dass die Planeten eine harmonische Sphärenmusik erzeugen.در دوران باستان اعتقاد بر این بود که سیارات موسیقی هارمونیک افلاک را تولید می‌کنند.
  • Der Komponist versuchte, die Vorstellung von Sphärenmusik in seinem Werk darzustellen.آهنگساز تلاش کرد تا تصور موسیقی افلاک را در اثر خود به تصویر بکشد.