der Spießgeselle
همدست، شریک جرم، رفیق (در کارهای منفی)
Bedeutungen
1
فردی که با دیگری در انجام کارهای نادرست، غیرقانونی یا غیراخلاقی شریک است؛ همدست.
- Der Dieb wurde zusammen mit seinem Spießgesellen gefasst.سارق به همراه همدستش دستگیر شد.
- Er bereute es, sich mit solchen Spießgesellen eingelassen zu haben.او از اینکه با چنین شرکای جرمی درگیر شده بود، پشیمان بود.
- Die Polizei sucht nach weiteren Spießgesellen des Verdächtigen.پلیس به دنبال همدستان بیشتر مظنون است.