die Spießigkeit

Aussprache: /ˈʃpiːsɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Spie·ßig·keit
اسم

محدودیت فکری، سنت‌گرایی، کسالت‌بار بودن

Bedeutungen

1

کیفیت محدودیت فکری، محافظه‌کاری افراطی، پایبندی خشک به سنت‌ها و عدم تحمل دیدگاه‌های نو یا متفاوت؛ اغلب با کسالت‌بار بودن و عدم انعطاف همراه است.

  • Er verachtete die Spießigkeit seiner Nachbarn.او از محدودیت فکری همسایگانش متنفر بود.
  • Die Spießigkeit des Ortes machte das Leben dort unerträglich.کسالت‌بار بودن آن مکان، زندگی در آنجا را غیرقابل تحمل می‌کرد.
  • Ihre Kleidung und ihr Verhalten zeigten eine gewisse Spießigkeit.لباس و رفتار او نشان‌دهنده درجه‌ای از سنت‌گرایی بود.