der Spießrutenlauf
دالان شلاق، گذر از میان صفوف شلاقزننده (مجازات نظامی)؛ (مجازی) وضعیت دشوار و پر از خصومت
Bedeutungen
1
نوعی مجازات بدنی در گذشته، به ویژه در ارتش، که در آن فرد محکوم مجبور بود از میان دو ردیف از افراد که با چوب یا شلاق به او ضربه میزدند، عبور کند.
- Der Soldat musste einen Spießrutenlauf über sich ergehen lassen.سرباز مجبور شد دالان شلاق را تحمل کند.
- Der Spießrutenlauf war eine grausame Strafe.دالان شلاق یک مجازات بیرحمانه بود.
- Historiker untersuchen die Praxis des Spießrutenlaufs.مورخان در حال بررسی رسم دالان شلاق هستند.
2
به صورت مجازی، وضعیتی بسیار دشوار، ناخوشایند و پر از انتقاد یا خصومت که فرد باید آن را تحمل کند.
- Die Präsentation des neuen Produkts war ein Spießrutenlauf.ارائه محصول جدید یک وضعیت دشوار و پر از انتقاد بود.
- Er musste nach dem Skandal einen öffentlichen Spießrutenlauf durchstehen.او پس از رسوایی مجبور شد یک دوره دشوار عمومی را تحمل کند.
- Die Journalisten machten aus der Befragung einen wahren Spießrutenlauf.روزنامهنگاران از بازجویی یک وضعیت بسیار خصمانه ساختند.