die Spiegelfläche
سطح آینهای، سطح بازتابنده
Bedeutungen
1
سطحی که نور را به طور کامل یا تقریباً کامل بازتاب میدهد و تصویری واضح ایجاد میکند.
- Die Spiegelfläche des Sees war perfekt.سطح آینهای دریاچه بینقص بود.
- Die Spiegelfläche des neuen Teleskops ist sehr glatt.سطح آینهای تلسکوپ جدید بسیار صاف است.
- Polieren Sie die Spiegelfläche, bis sie glänzt.سطح آینهای را تا زمانی که میدرخشد، صیقل دهید.
2
به صورت مجازی، سطحی که چیزی را به وضوح منعکس میکند (مانند یک موقعیت یا وضعیت).
- Die aktuelle Wirtschaftslage ist eine Spiegelfläche für die globale Unsicherheit.وضعیت فعلی اقتصادی، بازتابی از ناامنی جهانی است.
- Sein Verhalten war eine Spiegelfläche seiner inneren Konflikte.رفتار او بازتابی از درگیریهای درونیاش بود.
- Die Kunst kann als Spiegelfläche der Gesellschaft betrachtet werden.هنر را میتوان به عنوان آینهای از جامعه در نظر گرفت.