die Spiegelfläche

Aussprache: /ˈʃpiːɡl̩ˌflɛçə/
Worttrennung: Spie·gel·flä·che
اسم

سطح آینه‌ای، سطح بازتابنده

Bedeutungen

1

سطحی که نور را به طور کامل یا تقریباً کامل بازتاب می‌دهد و تصویری واضح ایجاد می‌کند.

  • Die Spiegelfläche des Sees war perfekt.سطح آینه‌ای دریاچه بی‌نقص بود.
  • Die Spiegelfläche des neuen Teleskops ist sehr glatt.سطح آینه‌ای تلسکوپ جدید بسیار صاف است.
  • Polieren Sie die Spiegelfläche, bis sie glänzt.سطح آینه‌ای را تا زمانی که می‌درخشد، صیقل دهید.
2

به صورت مجازی، سطحی که چیزی را به وضوح منعکس می‌کند (مانند یک موقعیت یا وضعیت).

  • Die aktuelle Wirtschaftslage ist eine Spiegelfläche für die globale Unsicherheit.وضعیت فعلی اقتصادی، بازتابی از ناامنی جهانی است.
  • Sein Verhalten war eine Spiegelfläche seiner inneren Konflikte.رفتار او بازتابی از درگیری‌های درونی‌اش بود.
  • Die Kunst kann als Spiegelfläche der Gesellschaft betrachtet werden.هنر را می‌توان به عنوان آینه‌ای از جامعه در نظر گرفت.