das Spiegelglas

Aussprache: /ˈʃpiːɡl̩ˌɡlaːs/
Worttrennung: Spie·gel·glas
اسم

شیشه آینه

Bedeutungen

1

شیشه‌ای که یک طرف آن با لایه‌ای از فلز (معمولاً نقره یا آلومینیوم) پوشانده شده و خاصیت بازتابندگی نور را پیدا کرده است و برای ساخت آینه به کار می‌رود.

  • Das alte Badezimmerspiegelglas war angelaufen und musste ersetzt werden.شیشه آینه قدیمی حمام کدر شده بود و باید تعویض می‌شد.
  • Für dieses Kunstprojekt benötigen wir ein Stück Spiegelglas, das wir zuschneiden können.برای این پروژه هنری به یک تکه شیشه آینه نیاز داریم که بتوانیم آن را برش دهیم.
  • Die Rückseite des Spiegelglases ist mit einer dünnen Silberschicht überzogen.پشت شیشه آینه با یک لایه نازک نقره پوشانده شده است.