das Spiegelkabinett

Aussprache: /ˈʃpiːɡl̩kabiˌnɛt/
Worttrennung: Spie·gel·ka·bi·nett
اسم

اتاق آینه، کابینت آینه

Bedeutungen

1

اتاقی که دیوارهای آن با آینه پوشیده شده است، یا کابینتی که درهای آن آینه‌کاری شده است.

  • Das Spiegelkabinett im Schloss war beeindruckend.اتاق آینه در قلعه چشمگیر بود.
  • Sie betrachtete sich im großen Spiegelkabinett.او خودش را در کابینت آینه بزرگ تماشا کرد.
  • Das Spiegelkabinett erzeugte eine Illusion von Weite.اتاق آینه توهم وسعت را ایجاد می‌کرد.