der Spieleinfall

Aussprache: /ˈʃpiːlˌaɪ̯nfal/
Worttrennung: Spielein·fall
اسم

ایده‌ی بازی، خلاقیت در بازی، الهام برای بازی

Bedeutungen

1

یک ایده یا الهام ناگهانی و خلاقانه برای ساخت یا توسعه یک بازی.

  • Der Spieleinfall kam ihm während einer langen Zugfahrt.ایده بازی در طول یک سفر طولانی با قطار به ذهنش رسید.
  • Ohne einen guten Spieleinfall wird das Projekt scheitern.بدون یک ایده خوب برای بازی، پروژه شکست خواهد خورد.
  • Sie sucht nach einem originellen Spieleinfall für ihr neues Videospiel.او به دنبال یک ایده بازی بدیع برای بازی ویدیویی جدیدش است.