die Spielfähigkeit
قابلیت بازی، توانایی بازی کردن
Bedeutungen
1
توانایی یا ظرفیت یک فرد، تیم یا سیستم برای شرکت در یک بازی یا فعالیت رقابتی.
- Nach seiner Verletzung musste er lange trainieren, um seine Spielfähigkeit wiederzuerlangen.پس از مصدومیتش، او مجبور بود مدت زیادی تمرین کند تا توانایی بازی کردنش را دوباره به دست آورد.
- Die Spielfähigkeit des gesamten Teams war beeindruckend.قابلیت بازی کل تیم چشمگیر بود.
- Ohne ausreichende Spielfähigkeit kann man kein professionelles Spiel bestreiten.بدون توانایی کافی برای بازی، نمیتوان در یک بازی حرفهای شرکت کرد.
2
در زمینه روانشناسی کودک، به توانایی کودک برای بازی خلاقانه و تعاملی اشاره دارد.
- Die Spielfähigkeit ist wichtig für die soziale und emotionale Entwicklung des Kindes.قابلیت بازی برای رشد اجتماعی و عاطفی کودک مهم است.
- Therapeuten fördern die Spielfähigkeit von Kindern in schwierigen Situationen.درمانگران، توانایی بازی کودکان را در موقعیتهای دشوار تقویت میکنند.
- Die mangelnde Spielfähigkeit des Jungen gab Anlass zur Sorge.قابلیت بازی کم پسر باعث نگرانی شد.