die Spielfähigkeit

Aussprache: /ˈʃpiːlˌfɛːɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Spiel·fä·hig·keit
اسم

قابلیت بازی، توانایی بازی کردن

Bedeutungen

1

توانایی یا ظرفیت یک فرد، تیم یا سیستم برای شرکت در یک بازی یا فعالیت رقابتی.

  • Nach seiner Verletzung musste er lange trainieren, um seine Spielfähigkeit wiederzuerlangen.پس از مصدومیتش، او مجبور بود مدت زیادی تمرین کند تا توانایی بازی کردنش را دوباره به دست آورد.
  • Die Spielfähigkeit des gesamten Teams war beeindruckend.قابلیت بازی کل تیم چشمگیر بود.
  • Ohne ausreichende Spielfähigkeit kann man kein professionelles Spiel bestreiten.بدون توانایی کافی برای بازی، نمی‌توان در یک بازی حرفه‌ای شرکت کرد.
2

در زمینه روانشناسی کودک، به توانایی کودک برای بازی خلاقانه و تعاملی اشاره دارد.

  • Die Spielfähigkeit ist wichtig für die soziale und emotionale Entwicklung des Kindes.قابلیت بازی برای رشد اجتماعی و عاطفی کودک مهم است.
  • Therapeuten fördern die Spielfähigkeit von Kindern in schwierigen Situationen.درمانگران، توانایی بازی کودکان را در موقعیت‌های دشوار تقویت می‌کنند.
  • Die mangelnde Spielfähigkeit des Jungen gab Anlass zur Sorge.قابلیت بازی کم پسر باعث نگرانی شد.