die Spielführerin

Aussprache: /ˈʃpiːlfyːʁəʁɪn/
Worttrennung: Spiel·füh·re·rin
اسم

کاپیتان تیم (زن)، رهبر بازی (زن)

Bedeutungen

1

زنی که در یک تیم ورزشی، مسئولیت رهبری و هدایت بازیکنان در زمین را بر عهده دارد؛ کاپیتان تیم.

  • Die Spielführerin motivierte ihre Mannschaft in der Halbzeitpause.کاپیتان تیم (زن) در وقت استراحت بین دو نیمه، تیمش را تشویق کرد.
  • Mit ihrer Erfahrung war sie die ideale Spielführerin.او با تجربه خود، کاپیتان ایده‌آل تیم (زن) بود.
  • Die Spielführerin gab klare Anweisungen auf dem Spielfeld.کاپیتان تیم (زن) دستورالعمل‌های روشنی در زمین بازی می‌داد.
2

زنی که در یک بازی یا فعالیت گروهی، نقش رهبری یا هدایت‌کننده را دارد.

  • Sie war die Spielführerin bei unserem Brettspiel.او رهبر بازی (زن) در بازی رومیزی ما بود.
  • Die Spielführerin erklärte die Regeln für alle.رهبر بازی (زن) قوانین را برای همه توضیح داد.
  • Als Spielführerin sorgte sie für fairen Spielverlauf.او به عنوان رهبر بازی (زن) از روند منصفانه بازی اطمینان حاصل کرد.