die Spielführung

Aussprache: /ˈʃpiːlˌfyːʁʊŋ/
Worttrennung: Spiel·füh·rung
اسم

نحوه بازی، هدایت بازی، رهبری بازی

Bedeutungen

1

نحوه مدیریت و هدایت یک بازی، به ویژه در ورزش‌های تیمی مانند فوتبال یا بسکتبال؛ نقش بازیکنی که بازی را سازماندهی می‌کند.

  • Der neue Spielmacher übernahm die Spielführung und verbesserte das Angriffsspiel.بازیساز جدید هدایت بازی را بر عهده گرفت و بازی هجومی را بهبود بخشید.
  • Die Spielführung des Teams war heute nicht überzeugend.نحوه بازی تیم امروز قانع‌کننده نبود.
  • Er ist bekannt für seine exzellente Spielführung im Mittelfeld.او به خاطر هدایت عالی بازی در خط میانی شناخته شده است.