der Spielfeldrand

Aussprache: /ˈʃpiːlˌfɛltˌrant/
Worttrennung: Spiel·feld·rand
اسم

کنار زمین بازی، لبه زمین بازی

Bedeutungen

1

مرز یا خطی که یک زمین بازی ورزشی را احاطه می‌کند.

  • Der Ball rollte über den Spielfeldrand und war im Aus.توپ از کنار زمین بازی رد شد و اوت شد.
  • Die Spieler standen am Spielfeldrand und warteten auf das Signal.بازیکنان کنار زمین بازی ایستاده بودند و منتظر علامت بودند.
  • Der Trainer gab seinem Spieler Anweisungen vom Spielfeldrand.مربی از کنار زمین بازی به بازیکنش دستورالعمل می‌داد.