die Spielgelegenheit
فرصت بازی
Bedeutungen
1
امکان یا فرصتی برای بازی کردن، تفریح یا سرگرمی.
- Der Park bietet viele Spielgelegenheiten für Kinder.پارک فرصتهای بازی زیادی برای کودکان فراهم میکند.
- Wir suchen nach einer Spielgelegenheit für das Wochenende.ما به دنبال فرصتی برای بازی در آخر هفته هستیم.
- Die neue Software schafft neue Spielgelegenheiten für Gamer.نرمافزار جدید، فرصتهای بازی جدیدی را برای گیمرها ایجاد میکند.