die Spiellaune

Aussprache: /ʃpiːlˈlaʊ̯nə/
Worttrennung: Spiel·lau·ne
اسم

اشتیاق به بازی، روحیه بازی

Bedeutungen

1

حالت روحی یا تمایل به بازی کردن؛ اشتیاق و نشاط برای شرکت در فعالیت‌های بازی.

  • Die Kinder waren voller Spiellaune und wollten sofort spielen.بچه‌ها سرشار از اشتیاق بازی بودند و فوراً می‌خواستند بازی کنند.
  • Nach dem langen Tag hatte er keine Spiellaune mehr.او دیگر بعد از آن روز طولانی، اشتیاق بازی نداشت.
  • Die gute Spiellaune der Mannschaft übertrug sich auf die Zuschauer.روحیه خوب بازی تیم به تماشاگران منتقل شد.