die Spiellaune
اشتیاق به بازی، روحیه بازی
Bedeutungen
1
حالت روحی یا تمایل به بازی کردن؛ اشتیاق و نشاط برای شرکت در فعالیتهای بازی.
- Die Kinder waren voller Spiellaune und wollten sofort spielen.بچهها سرشار از اشتیاق بازی بودند و فوراً میخواستند بازی کنند.
- Nach dem langen Tag hatte er keine Spiellaune mehr.او دیگر بعد از آن روز طولانی، اشتیاق بازی نداشت.
- Die gute Spiellaune der Mannschaft übertrug sich auf die Zuschauer.روحیه خوب بازی تیم به تماشاگران منتقل شد.