die Spielmacherin

Aussprache: /ˈʃpiːlˌmaxərɪn/
Worttrennung: Spiel·ma·che·rin
اسم

بازی‌ساز زن، طراح بازی زن (در ورزش)

Bedeutungen

1

در ورزش‌های تیمی (مانند فوتبال، هندبال)، بازیکنی که نقش اصلی در سازماندهی حملات و ایجاد موقعیت‌های گلزنی را بر عهده دارد.

  • Die Spielmacherin des Teams erzielte zwei Tore und gab eine Vorlage.بازی‌ساز تیم دو گل به ثمر رساند و یک پاس گل داد.
  • Ohne ihre verletzte Spielmacherin wirkte die Mannschaft ideenlos.بدون بازی‌ساز مصدومشان، تیم بی‌روحیه به نظر می‌رسید.
  • Die junge Spielmacherin zeigte eine beeindruckende Leistung.بازی‌ساز جوان عملکردی چشمگیر از خود نشان داد.