die Spielpädagogin

Aussprache: /ˈʃpiːlpɛdaˌɡoːɡɪn/
Worttrennung: Spiel·päd·ago·gin
اسم

مربی بازی (مونث)

Bedeutungen

1

زن متخصص در زمینه آموزش و پرورش از طریق بازی، که با استفاده از بازی‌های هدفمند به رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی کودکان کمک می‌کند.

  • Die Spielpädagogin plante für die Kinder eine spannende Schatzsuche im Garten.مربی بازی یک گنج‌یابی هیجان‌انگیز در باغ برای بچه‌ها برنامه‌ریزی کرد.
  • Als Spielpädagogin arbeitet sie eng mit Eltern zusammen, um die Entwicklung der Kinder zu fördern.او به عنوان مربی بازی، از نزدیک با والدین همکاری می‌کند تا رشد کودکان را تقویت کند.
  • Die Spielpädagogin wählte altersgerechte Spiele aus, um die Kreativität der Kinder zu wecken.مربی بازی، بازی‌های مناسب سن را برای برانگیختن خلاقیت کودکان انتخاب کرد.