der Spielsoldat

Aussprache: /ˈʃpiːlzɔlˌdaːt/
Worttrennung: Spiel·sol·dat
اسم

سرباز اسباب‌بازی، سرباز نمایشی

Bedeutungen

1

به سربازی گفته می‌شود که بیشتر جنبه نمایشی یا تزئینی دارد، مانند سربازان اسباب‌بازی یا سربازان در مراسم تشریفاتی که نقش رزمی ندارند.

  • Der kleine Junge spielte stundenlang mit seinen Spielsoldaten.پسر کوچک ساعت‌ها با سربازان اسباب‌بازی‌اش بازی کرد.
  • Die Wachsoldaten am Palast wirken wie Spielsoldaten, aber sie sind sehr ernst.سربازان نگهبان در کاخ شبیه سربازان نمایشی به نظر می‌رسند، اما بسیار جدی هستند.
  • In der Vitrine standen viele alte Spielsoldaten aus Zinn.در ویترین، سربازان اسباب‌بازی قدیمی زیادی از جنس قلع قرار داشتند.