die Spielteilnehmerin

Aussprache: /ˈʃpiːlˌtaɪ̯lˌneːmərɪn/
Worttrennung: Spiel·teil·neh·me·rin
اسم

شرکت‌کننده در بازی (دختر)

Bedeutungen

1

زنی که در یک بازی، مسابقه یا فعالیت تفریحی شرکت می‌کند.

  • Jede Spielteilnehmerin erhielt am Ende eine kleine Belohnung.هر شرکت‌کننده در بازی در پایان یک جایزه کوچک دریافت کرد.
  • Die junge Spielteilnehmerin war sehr aufgeregt vor dem Wettkampf.شرکت‌کننده جوان بازی قبل از مسابقه بسیار هیجان‌زده بود.
  • Als Spielteilnehmerin musste sie die Regeln genau befolgen.او به عنوان شرکت‌کننده در بازی، مجبور بود قوانین را به دقت رعایت کند.