اسم
ریسنده؛ آدم شنگول، فرد خیالباف یا هذیانگو
جملات نمونه برای Spinner:
Ein ''Spinner'' arbeitet in einer Firma, die Garn für Textilien herstellt.
یک ریسنده در شرکتی کار میکند که نخ برای پارچهها تولید میکند.
Alle halten ihn für einen ''Spinner.''
همه او را یک آدم خیالباف و هذیانگو میدانند.
''Als liebevolle Anmahnung eines zu brüskierenden Verhaltens:'' Du bist aber schon ein kleiner ''Spinner''.
به عنوان یادآوری محبتآمیز از یک رفتار کمی گستاخانه: تو دیگه واقعاً یک کم شنگولی/دیوونهای.