das Spinnrad

Aussprache: /ˈʃpɪnˌʁaːt/
Worttrennung: Spinn·rad
اسم

چرخ ریسندگی

Bedeutungen

1

دستگاهی مکانیکی که برای تبدیل الیاف (مانند پشم یا پنبه) به نخ یا رشته استفاده می‌شود؛ شامل یک چرخ بزرگ و یک دوک.

  • Im Museum sahen wir ein altes Spinnrad, wie es früher benutzt wurde.در موزه یک چرخ ریسندگی قدیمی دیدیم که چگونه در گذشته استفاده می‌شد.
  • Die Großmutter saß am Spinnrad und fertigte Wolle an.مادربزرگ کنار چرخ ریسندگی نشسته بود و پشم می‌ریسید.
  • Das Geräusch des Spinnrads war rhythmisch und beruhigend.صدای چرخ ریسندگی ریتمیک و آرامش‌بخش بود.