die Spontaneität

Aussprache: /ʃpɔntaneɪˈtɛːt/
Worttrennung: Spon·ta·ne·i·tät
اسم

خودانگیختگی، بی‌تکلفی

Bedeutungen

1

ویژگی یا عمل ناشی از انگیزه آنی و بدون برنامه‌ریزی قبلی؛ طبیعی بودن و بی‌تکلف بودن رفتار یا واکنش.

  • Die Spontaneität der Kinder ist oft erfrischend.خودانگیختگی کودکان اغلب بسیار باطراوت است.
  • Wir haben uns spontan entschieden, ins Kino zu gehen, ohne viel Spontaneität zu planen.ما به طور ناگهانی تصمیم گرفتیم به سینما برویم، بدون اینکه برای این خودانگیختگی زیاد برنامه‌ریزی کنیم.
  • Seine ehrliche Spontaneität machte ihn bei vielen beliebt.خودانگیختگی صادقانه او، او را نزد بسیاری محبوب کرد.