der Sportliebhaber

Aussprache: /ˈʃpɔʁtˌliːpˌhaːbɐ/
Worttrennung: Sport·lieb·ha·ber
اسم

علاقه‌مند به ورزش، ورزش‌دوست

Bedeutungen

1

شخصی که به فعالیت‌های ورزشی علاقه زیادی دارد و اغلب در آن‌ها شرکت می‌کند یا آن‌ها را دنبال می‌کند.

  • Als begeisterter Sportliebhaber schaut er jedes Wochenende Fußball.او به عنوان یک علاقه‌مند پرشور به ورزش، هر آخر هفته فوتبال تماشا می‌کند.
  • Der Sportliebhaber trainiert dreimal pro Woche im Fitnessstudio.این ورزش‌دوست سه بار در هفته در باشگاه بدنسازی تمرین می‌کند.
  • Sie ist ein echter Sportliebhaber und probiert gerne neue Sportarten aus.او یک ورزش‌دوست واقعی است و دوست دارد ورزش‌های جدید را امتحان کند.