der Sportsmann

Aussprache: /ˈʃpɔʁt͡sˌman/
Worttrennung: Sports·mann
اسم

ورزشکار، مرد ورزشی (با رفتار جوانمردانه)

Bedeutungen

1

ورزشکار، به ویژه مردی که در ورزش فعالیت دارد و اغلب با رفتار جوانمردانه، احترام به حریف و رعایت قوانین شناخته می‌شود.

  • Nach dem Spiel gratulierte der Sportsmann seinem Gegner fair zum Sieg.پس از بازی، ورزشکار به طور جوانمردانه به حریفش برای پیروزی تبریک گفت.
  • Er gilt als echter Sportsmann, der immer fair spielt.او به عنوان یک ورزشکار واقعی شناخته می‌شود که همیشه جوانمردانه بازی می‌کند.
  • Der erfahrene Sportsmann gab den jüngeren Spielern wertvolle Tipps.این ورزشکار باتجربه، نکات ارزشمندی را به بازیکنان جوان‌تر داد.