die Sprachenverordnung

Aussprache: /ˈʃpʁaːxn̩fɛɐ̯ˌʔɔʁdnʊŋ/
Worttrennung: Spra·chen·ver·ord·nung
اسم

دستورالعمل زبانی، مقررات زبانی

Bedeutungen

1

یک قانون، مقررات یا دستور رسمی که نحوه استفاده از زبان‌ها را در یک حوزه خاص (مانند دولت، آموزش یا رسانه) تعیین می‌کند.

  • Die neue Sprachenverordnung regelt die Amtssprache in der Region.دستورالعمل زبانی جدید زبان رسمی در منطقه را تعیین می‌کند.
  • Es gab Kritik an der Sprachenverordnung, da sie als diskriminierend empfunden wurde.از دستورالعمل زبانی انتقاد شد زیرا تبعیض‌آمیز تلقی می‌شد.
  • Die Sprachenverordnung trat am ersten Januar in Kraft.دستورالعمل زبانی از اول ژانویه لازم‌الاجرا شد.