die Sprachenverordnung
دستورالعمل زبانی، مقررات زبانی
Bedeutungen
1
یک قانون، مقررات یا دستور رسمی که نحوه استفاده از زبانها را در یک حوزه خاص (مانند دولت، آموزش یا رسانه) تعیین میکند.
- Die neue Sprachenverordnung regelt die Amtssprache in der Region.دستورالعمل زبانی جدید زبان رسمی در منطقه را تعیین میکند.
- Es gab Kritik an der Sprachenverordnung, da sie als diskriminierend empfunden wurde.از دستورالعمل زبانی انتقاد شد زیرا تبعیضآمیز تلقی میشد.
- Die Sprachenverordnung trat am ersten Januar in Kraft.دستورالعمل زبانی از اول ژانویه لازمالاجرا شد.