die Sprachenverwirrung
آشفتگی زبانی، تداخل زبانها
Bedeutungen
1
وضعیت یا پدیدهای که در آن افراد به دلیل وجود زبانهای مختلف یا تداخل زبانی، دچار سردرگمی یا مشکل در درک و برقراری ارتباط میشوند.
- In der multikulturellen Stadt herrschte eine ständige Sprachenverwirrung.در شهر چندفرهنگی، آشفتگی زبانی دائمی وجود داشت.
- Die Sprachenverwirrung erschwerte die internationale Zusammenarbeit.آشفتگی زبانی همکاری بینالمللی را دشوار کرد.
- Bei der Ankunft am Flughafen gab es wegen der Sprachenverwirrung einige Probleme.در بدو ورود به فرودگاه، به دلیل آشفتگی زبانی مشکلاتی وجود داشت.