اسم
عبارت قالبی، کلیشه زبانی
جملات نمونه برای Sprachfloskel:
„Sie wird mit übergroßen Ohren und breitem Mund und einem für sie charakteristischen überdimensionalen blauen Rock geschildert und spricht stets dieselben Redewendungen und ''Sprachfloskeln''.“
او با گوشهای بیش از حد بزرگ و دهان گشاد و دامن آبی مشخص و بیش از حد بزرگش به تصویر کشیده شده و همیشه همان عبارات و کلیشههای زبانی را به زبان میآورد.