der Sprachmangel

Aussprache: /ˈʃpraːxˌmaŋl̩/
Worttrennung: Sprach·man·gel
اسم

کمبود زبان، نقص زبانی

Bedeutungen

1

کمبود یا نقص در توانایی استفاده یا درک زبان، که می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی مانند بیماری، آسیب یا کمبود آموزش باشد.

  • Der Sprachmangel nach dem Schlaganfall machte die Kommunikation schwierig.کمبود زبان پس از سکته مغزی، ارتباط را دشوار کرد.
  • Kinder mit Sprachmangel benötigen oft spezielle Förderung.کودکان با نقص زبانی اغلب به حمایت ویژه نیاز دارند.
  • Ein ausgeprägter Sprachmangel kann die soziale Integration beeinträchtigen.کمبود شدید زبان می‌تواند بر ادغام اجتماعی تأثیر بگذارد.