die Sprachsensibilität

Aussprache: /ˈʃpraːxˌzɛnzibiliˈtɛːt/
Worttrennung: Sprach·sen·si·bi·li·tät
اسم

حساسیت زبانی، ظرافت زبانی

Bedeutungen

1

توانایی درک و استفاده دقیق از ظرافت‌های زبان، شامل معانی ضمنی، تفاوت‌های جزئی در واژگان و ساختار جملات، و همچنین درک تأثیر زبان بر مخاطب. این مفهوم در ترجمه، نویسندگی و ارتباطات بین‌فرهنگی اهمیت دارد.

  • Eine gute Übersetzerin braucht viel Sprachsensibilität.یک مترجم خوب به حساسیت زبانی زیادی نیاز دارد.
  • Seine Rede zeigte eine bemerkenswerte Sprachsensibilität für das Publikum.سخنرانی او حساسیت زبانی قابل توجهی نسبت به مخاطب را نشان داد.
  • Die Sprachsensibilität hilft, Missverständnisse zu vermeiden.حساسیت زبانی به جلوگیری از سوء تفاهم‌ها کمک می‌کند.