die Sprechfähigkeit
توانایی صحبت کردن، قدرت تکلم
Bedeutungen
1
توانایی ذاتی یا آموختهشده برای تولید و درک گفتار؛ قدرت تکلم و بیان.
- Nach dem Unfall verlor er seine Sprechfähigkeit.پس از حادثه، توانایی صحبت کردنش را از دست داد.
- Die Logopädin trainiert die Sprechfähigkeit von Kindern.گفتاردرمانگر توانایی صحبت کردن کودکان را تمرین میدهد.
- Seine Sprechfähigkeit ist trotz der Krankheit gut erhalten.قدرت تکلم او علیرغم بیماری به خوبی حفظ شده است.