der Spreißel

Aussprache: /ˈʃpraɪ̯sl̩/
Worttrennung: Sprei·ßel
اسم

تراشه چوب، ترکش چوب

Bedeutungen

1

قطعه کوچک و نوک‌تیز چوب یا ماده‌ای مشابه که ممکن است در پوست فرو رود و باعث درد یا ناراحتی شود؛ همچنین می‌تواند به قطعات کوچک شکسته شده از یک جسم اشاره کند.

  • Ich habe mir einen Spreißel ins Fingerholz geholt.یک ترکش چوب در انگشتم فرو رفت.
  • Man muss den Spreißel vorsichtig entfernen.باید ترکش چوب را با احتیاط خارج کرد.
  • Der alte Holztisch hatte viele kleine Spreißel.میز چوبی قدیمی پر از تراشه‌های کوچک بود.