der Spreißel
تراشه چوب، ترکش چوب
Bedeutungen
1
قطعه کوچک و نوکتیز چوب یا مادهای مشابه که ممکن است در پوست فرو رود و باعث درد یا ناراحتی شود؛ همچنین میتواند به قطعات کوچک شکسته شده از یک جسم اشاره کند.
- Ich habe mir einen Spreißel ins Fingerholz geholt.یک ترکش چوب در انگشتم فرو رفت.
- Man muss den Spreißel vorsichtig entfernen.باید ترکش چوب را با احتیاط خارج کرد.
- Der alte Holztisch hatte viele kleine Spreißel.میز چوبی قدیمی پر از تراشههای کوچک بود.