der Sprengkörper
مواد منفجره، ابزار انفجاری
Bedeutungen
1
وسیله یا مادهای که برای ایجاد انفجار طراحی شده است، معمولاً برای تخریب یا ایجاد صدا.
- Der Sprengkörper wurde sorgfältig platziert, um maximale Wirkung zu erzielen.ابزار انفجاری با دقت کار گذاشته شد تا حداکثر اثرگذاری را داشته باشد.
- Die Polizei fand einen verdächtigen Sprengkörper in der Nähe des Gebäudes.پلیس یک ابزار انفجاری مشکوک را در نزدیکی ساختمان پیدا کرد.
- Für den Abbruch des alten Turms wurde ein großer Sprengkörper benötigt.برای تخریب برج قدیمی به یک ابزار انفجاری بزرگ نیاز بود.