اسم
سوخت، بنزین / (عامیانه) الکل، مشروب
جملات نمونه برای Sprit:
Der ''Sprit'' kostet so viel wie noch nie.
سوخت (بنزین) هرگز به این گران نبوده است.
Der Autofahrer von heute gibt durchschnittlich 1256 Euro jährlich für ''Sprit'' aus, berechnete der Autoclub ADAC für die "Bild"-Zeitung.
باشگاه اتومبیلرانی آداک برای روزنامه بیلد محاسبه کرد که راننده امروزی خودرو به طور متوسط سالانه ۱۲۵۶ یورو برای سوخت هزینه میکند.
Die Hauptsache ist, dass genug ''Sprit'' für die Feier eingekauft ist.
مهم این است که به اندازه کافی مشروب برای مهمانی خریداری شده باشد.