اسم
پله (نردبان) / شاخه (شاخ گوزن)
جملات نمونه برای Sprosse:
Der Fensterputzer steht auf der letzten ''Sprosse'' der Leiter.
شیشهپاککن روی آخرین پله نردبان ایستاده است.
Viele Fenster sind mit ''Sprossen'' verziert.
بسیاری از پنجرهها با قابهای مشبک تزئین شدهاند.
Je mehr ''Sprossen'' ein Geweih besitzt, um so wertvoller wird es.
هرچه یک شاخ گوزن شاخکهای بیشتری داشته باشد، ارزشمندتر میشود.