stark

Aussprache: /ʃtaʁk/
Worttrennung: stark
صفت

قوی، نیرومند، شدید

Bedeutungen

1

دارای قدرت بدنی یا توانایی زیاد؛ نیرومند، قدرتمند.

  • Der Boxer ist sehr stark und hat schon viele Kämpfe gewonnen.بوکسور بسیار قوی است و قبلاً مبارزات زیادی را برده است.
  • Sie hat eine starke Stimme und kann gut singen.او صدای قوی‌ای دارد و خوب می‌تواند آواز بخواند.
  • Das ist ein starker Kaffee, nicht für schwache Nerven.این یک قهوه قوی است، برای اعصاب ضعیف نیست.
2

شدید، زیاد، قوی (در مورد احساسات، تأثیرات، آب و هوا و غیره).

  • Der Wind wehte heute sehr stark.باد امروز خیلی شدید می‌وزید.
  • Sie hat eine starke Abneigung gegen Spinnen.او تنفر شدیدی از عنکبوت‌ها دارد.
  • Die Medikamente haben eine starke Wirkung.این داروها اثر قوی‌ای دارند.
3

قابل اعتماد، محکم، استوار (در مورد دلایل، شواهد، پایه‌ها و غیره).

  • Wir haben starke Beweise für seine Schuld.ما شواهد محکمی برای گناهکاری او داریم.
  • Das Fundament des Hauses ist sehr stark.فونداسیون خانه بسیار محکم است.
  • Er hat starke Argumente für seine Position.او دلایل محکمی برای موضع خود دارد.