der Störfaktor

Aussprache: /ˈʃtøːɐ̯ˌfaktoːɐ̯/
Worttrennung: Stör·fak·tor
اسم

عامل مزاحم، عامل اختلال

Bedeutungen

1

چیزی یا کسی که باعث اختلال، مزاحمت یا مانع در پیشرفت یا روند عادی امور می‌شود.

  • Der Lärm von der Baustelle ist ein großer Störfaktor für die Anwohner.سر و صدای ناشی از محل ساخت و ساز، یک عامل مزاحم بزرگ برای ساکنین است.
  • Unvorhergesehene technische Probleme können zu einem erheblichen Störfaktor im Projekt werden.مشکلات فنی غیرمنتظره می‌توانند به یک عامل اختلال قابل توجه در پروژه تبدیل شوند.
  • Seine ständige Kritik war ein unnötiger Störfaktor in der Teamarbeit.انتقاد مداوم او یک عامل مزاحم غیرضروری در کار تیمی بود.