die Störung
اختلال، مزاحمت، خرابی
Bedeutungen
1
قطع یا اختلال در عملکرد یک سیستم، دستگاه یا فرآیند؛ خرابی. این معنا در زمینههای فنی و مهندسی رایج است.
- Es gab eine technische Störung im Netz, weshalb die Verbindung abbrach.یک اختلال فنی در شبکه وجود داشت، به همین دلیل اتصال قطع شد.
- Die Störung des Stromnetzes betraf Tausende von Haushalten.اختلال در شبکه برق هزاران خانوار را تحت تأثیر قرار داد.
- Eine plötzliche Störung im Programmablauf führte zu Verzögerungen.یک اختلال ناگهانی در روند برنامه منجر به تاخیر شد.
2
مزاحمت، ایجاد اختلال یا بر هم زدن آرامش یا نظم؛ ایجاد مزاحمت برای دیگران.
- Die laute Musik war eine Störung für die Nachbarn.موسیقی بلند برای همسایگان مزاحمت ایجاد میکرد.
- Bitte vermeiden Sie Störungen während der Prüfung.لطفاً از ایجاد اختلال در طول امتحان خودداری کنید.
- Seine ständige Störung machte es unmöglich, sich zu konzentrieren.مزاحمت مداوم او تمرکز کردن را غیرممکن میساخت.
3
اختلال روانی یا رفتاری؛ مشکل در عملکرد روانی یا عاطفی.
- Die Störung des Schlafverhaltens wurde ärztlich behandelt.اختلال در الگوی خواب به صورت پزشکی درمان شد.
- Er leidet unter einer leichten Störung der Konzentration.او از اختلال خفیف تمرکز رنج میبرد.
- Die Diagnose ergab eine Störung im Hormonhaushalt.تشخیص، اختلالی در تعادل هورمونی را نشان داد.