die Staatsanwältin
دادستان (مونث)
Bedeutungen
1
زن شغل دادستانی؛ مقامی که مسئول پیگرد قانونی متهمان در دادگاه است.
- Die Staatsanwältin forderte eine hohe Strafe.دادستان زن، مجازات سنگینی را درخواست کرد.
- Sie arbeitet als Staatsanwältin in Berlin.او به عنوان دادستان زن در برلین کار میکند.
- Die Staatsanwältin präsentierte die Beweise.دادستان زن مدارک را ارائه داد.