die Staatsbürgerin
شهروند زن
Bedeutungen
1
فردی زن که عضو یک دولت-ملت است و از حقوق قانونی و سیاسی آن کشور برخوردار است و در قبال آن وظایفی دارد.
- Die Staatsbürgerin ging zur Wahl, um ihre Stimme abzugeben.شهروند زن برای رأی دادن به پای صندوق رفت.
- Sie hat als junge Staatsbürgerin viele politische Veränderungen miterlebt.او به عنوان یک شهروند زن جوان، شاهد تغییرات سیاسی بسیاری بوده است.
- Jede Staatsbürgerin sollte ihre Rechte und Pflichten kennen.هر شهروند زنی باید حقوق و وظایف خود را بداند.