die Stabilität

Aussprache: /ʃtabɪliˈtɛːt/
Worttrennung: Sta·bi·li·tät
اسم

ثبات، پایداری، استحکام

Bedeutungen

1

وضعیت پایدار، محکم و بدون تغییر یا نوسان. می‌تواند به ثبات فیزیکی، اقتصادی، سیاسی یا روانی اشاره داشته باشد.

  • Die Stabilität des Gebäudes wurde nach dem Erdbeben überprüft.ثبات ساختمان پس از زلزله بررسی شد.
  • Die Regierung bemüht sich um wirtschaftliche Stabilität.دولت برای ثبات اقتصادی تلاش می‌کند.
  • Er sucht nach einem Job, der ihm mehr Stabilität bietet.او به دنبال شغلی است که ثبات بیشتری برایش فراهم کند.