die Stabilität
ثبات، پایداری، استحکام
Bedeutungen
1
وضعیت پایدار، محکم و بدون تغییر یا نوسان. میتواند به ثبات فیزیکی، اقتصادی، سیاسی یا روانی اشاره داشته باشد.
- Die Stabilität des Gebäudes wurde nach dem Erdbeben überprüft.ثبات ساختمان پس از زلزله بررسی شد.
- Die Regierung bemüht sich um wirtschaftliche Stabilität.دولت برای ثبات اقتصادی تلاش میکند.
- Er sucht nach einem Job, der ihm mehr Stabilität bietet.او به دنبال شغلی است که ثبات بیشتری برایش فراهم کند.