die Stallmagd
زن کارگر اصطبل
Bedeutungen
1
زنی که در اصطبل کار میکند و مسئولیتهایی مانند تمیز کردن، تغذیه حیوانات و مراقبت از آنها را بر عهده دارد.
- Die Stallmagd pflegte die Pferde sorgfältig.زن کارگر اصطبل با دقت از اسبها مراقبت میکرد.
- Als Stallmagd musste sie früh aufstehen, um die Tiere zu versorgen.به عنوان زن کارگر اصطبل، او مجبور بود زود بیدار شود تا به حیوانات رسیدگی کند.
- Auf dem Reiterhof war die Stallmagd für das Wohl der Tiere zuständig.در مزرعه اسبسواری، زن کارگر اصطبل مسئول رفاه حیوانات بود.