der Stammesgott
خدای قبیله
Bedeutungen
1
خدایی که به طور خاص توسط یک قبیله یا گروه قومی خاص پرستش میشود و معمولاً با منافع و سرنوشت آن قبیله مرتبط است.
- Jeder Stamm hatte seinen eigenen Stammesgott.هر قبیله خدای قبیلهای مخصوص به خود را داشت.
- Die Anbetung des Stammesgottes war ein zentraler Bestandteil ihrer Religion.پرستش خدای قبیله بخش مرکزی دین آنها بود.
- Der Stammesgott sollte das Volk beschützen.خدای قبیله قرار بود از مردم محافظت کند.