die Stammeskonföderation

Aussprache: /ˈʃtaməsˌkɔnføːdeʁaˈt͡si̯oːn/
Worttrennung: Stam·mes·kon·fö·de·ra·ti·on
اسم

اتحادیه قبایل، کنفدراسیون قبیله‌ای

Bedeutungen

1

اتحاد سیاسی یا نظامی بین چندین قبیله مستقل که برای اهداف مشترک، مانند دفاع یا تجارت، تشکیل می‌شود.

  • Die verschiedenen Stämme bildeten eine mächtige Stammeskonföderation.قبایل مختلف، اتحادیه قدرتمندی از قبایل را تشکیل دادند.
  • Historiker erforschen die Struktur dieser alten Stammeskonföderation.تاریخ‌نگاران ساختار این اتحادیه قبیله‌ای باستانی را تحقیق می‌کنند.
  • Die Stammeskonföderation konnte äußeren Angriffen lange widerstehen.اتحادیه قبایل توانست مدت طولانی در برابر حملات خارجی مقاومت کند.