der Stammesrat

Aussprache: /ˈʃtaməsˌʁaːt/
Worttrennung: Stam·mes·rat
اسم

شورای قبیله، شورای عشیره

Bedeutungen

1

شورایی متشکل از بزرگان یا نمایندگان یک قبیله یا عشیره که در امور مربوط به جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند.

  • Der Stammesrat traf sich, um über die Zukunft des Dorfes zu beraten.شورای قبیله برای مشورت در مورد آینده روستا تشکیل جلسه داد.
  • Die Entscheidung wurde vom Stammesrat einstimmig getroffen.این تصمیم به اتفاق آرا توسط شورای قبیله اتخاذ شد.
  • In vielen indigenen Kulturen spielt der Stammesrat eine wichtige Rolle.در بسیاری از فرهنگ‌های بومی، شورای قبیله نقش مهمی ایفا می‌کند.