der Stammesrat
شورای قبیله، شورای عشیره
Bedeutungen
1
شورایی متشکل از بزرگان یا نمایندگان یک قبیله یا عشیره که در امور مربوط به جامعه تصمیمگیری میکنند.
- Der Stammesrat traf sich, um über die Zukunft des Dorfes zu beraten.شورای قبیله برای مشورت در مورد آینده روستا تشکیل جلسه داد.
- Die Entscheidung wurde vom Stammesrat einstimmig getroffen.این تصمیم به اتفاق آرا توسط شورای قبیله اتخاذ شد.
- In vielen indigenen Kulturen spielt der Stammesrat eine wichtige Rolle.در بسیاری از فرهنگهای بومی، شورای قبیله نقش مهمی ایفا میکند.