die Stammwählerin
رأیدهنده ثابتقدم
Bedeutungen
1
زنی که به طور مداوم و ثابت به یک حزب سیاسی یا نامزد خاص در انتخابات رأی میدهد.
- Die Partei kann sich auf ihre Stammwählerin verlassen.حزب میتواند روی رأیدهنده ثابتقدم خود حساب کند.
- Die Analyse zeigte, dass die meisten Stimmen von Stammwählerinnen kamen.تحلیل نشان داد که بیشتر آرا از سوی رأیدهندگان ثابتقدم (زن) بوده است.
- Als Stammwählerin hat sie ihre politische Überzeugung nie geändert.او به عنوان یک رأیدهنده ثابتقدم، هرگز عقیده سیاسی خود را تغییر نداده است.