der Standvogel

Aussprache: /ˈʃtantˌfoːɡl̩/
Wortzerlegung: Stand·vo·gel
اسم

پرنده بومی (پرنده‌ای که در زمستان مهاجرت نمی‌کند)

Beispiele

  • Fast alle unsere Meisen sind ''Standvögel.تقریباً تمام چرخ‌ریسک‌های ما «پرندگان بومی» هستند.
  • Das Ziel der Zählung sei es, herauszufinden, ob es ''Standvögeln'' besser ergeht als Zugvögeln.هدف از این سرشماری این است که بفهمیم آیا وضعیت پرندگان بومی بهتر از پرندگان مهاجر است یا خیر.