اسم
پاس عرضی (در فوتبال، جلوی دروازه حریف)
جملات نمونه برای Stanglpass:
„Den Ball im Tor brachte der Stoke-Legionär zwar wieder nicht unter, dafür hatte er in einigen Aktionen ein sehr gutes Auge für seine Mitspieler. Mit der Ferse setzte er einmal Fuchs mit einem ''Stanglpasse'' und einmal Harnik (Lattenpendler) in Szene. Sein Glanzstück war aber die perfekte Vorarbeit zum 1:0.“
«بازیکن لژیونر استوک توپ را وارد دروازه نکرد، اما در چند حرکت دید بسیار خوبی برای همتیمیهایش داشت. او یک بار با پاشنه پا، فوکس را با یک پاس عرضی و یک بار هارنیک (توپ به تیرک خورد) را در موقعیت قرار داد. اما شاهکار او، پاس گل عالی برای گل اول بود.»