der Startläufer

Aussprache: /ˈʃtartˌlɔɪ̯fɐ/
Worttrennung: Start·läu·fer
اسم

دونده آغازین

Bedeutungen

1

اولین دونده در یک تیم در مسابقات دو و میدانی امدادی که مسابقه را آغاز می‌کند.

  • Der Startläufer gab dem Team eine gute Ausgangsposition.دونده آغازین موقعیت خوبی به تیم داد.
  • Es ist wichtig, dass der Startläufer schnell ist und den Stab gut übergibt.مهم است که دونده آغازین سریع باشد و چوب امدادی را خوب تحویل دهد.
  • Der Startläufer fiel nach dem Start etwas zurück.دونده آغازین پس از استارت کمی عقب افتاد.